ارتباط ميان بخش خصوصي و آموزش عالي قسمت دوم
برونداد
بازخورد
صنعت
دانشگاه
شماي 1 ارتباط ساده ميان آموزش عالي و بخش صنعت
در همين شكل بسيار ساده مي بينيم رابطه درونداد ـ بروندادي ميان صنعت و دانشگاه به نحوي است كه از دانشگاه بروندادي شامل دانش آموخته و دانش به بخش صنعت مي رسد و بخش صنعت نيز نيازهاي خود و همچنين نظرات و قضاوت هاي خود را درباره آنچه از دانشگاه به دست آورده است به صورت بازخورد به دانشگاه برميگرداند. حال به طرح دوم نگاه كنيم:
برونداد:
بازخورد
دانش آموخته با دانش صرفا نظري
شاغلين بي مهارت
دانش نظري ناكارامد
بازار
كار(صنعت)بدبيني و عدم درخواست بخش صنعت
ضعف انگيزش استاد و دانشجو
عدم اشتغال دانش آموختگان
دانشگاه سنتي
شماي 2: ارتباط دانشگاهي كه با نياز هاي روز دنياي صنعت بيگانه است
در شماي دوم ديده مي شود وقتي دانشگاه به شيوه صرفاًنظري به توليد دانش آموخته و يا دانش كهنه و نا كارآمد مي پردازد نتيجه آن در بخش صنعت به كار نيامده و موجب بدبيني بخش صنعت نسبت به آموزش عالي مي شود. ايـن پديده منجر به بيكـاري و يا عـدم اشتغـال دانش آموختگان و در نـهايت بي انگيزگي دانشجو و اساتيد مي گردد. اين سيستم يك سيستم بيمار است كه پس از ارتباط متقابل زيرسيستم هاي آن ادامه نمي يابد. صنعت به دليل ماهيت سوداگرانه اش نمي تواند سود خود را در گرو بروندادهاي نامناسب دانشگاه قرار دهد.
انگاره سيستمي اقتصاد دانش محور و مديريت كيفيت فراگير:
حال اگر به جاي عناصر فوق دو عنصر اقتصاد دانش محور و مديريت كيفيت فراگير را جايگزين كنيم تصويري به دست مي آيد كه در آن نقش دانشگاه برجسته تر است. در چنين شرايطي صنعت نيازهاي خود را به دانشگاه اعلام مي دارد و دانشگاه براي صنعت توليد نيروي انساني و توليد دانش مي كند. نقش پژوهش مشخص تر مي شود و برنامه ريزي ها بر معيار نيازها انجام مي شوند.
تقاضاي نيروي انساني
اعلام نياز به دانش و دانش آموخته
برگزاركننده دوره هاي كارورزي
آموزش عالي شامل:
نياز سنجي
ارتباط با صنعت
توليد دانش
توزيع دانش
بخش صنعت شامل:
كاربرد دانش
توليد نيروي متخصص
توليد فن آوري جديد
برونداد
بازخورد
طراح برنامه هاي درسي و آموزش مناسب
برگزار كننده كارگاه هاي آموزشي
شماي 3 جامعه اي بر پايه اقتصاد دانش محور
نقش ارتباط صنعت و دانشگاه در زمان تحصيل دانشجويان
همانطور كه در شماي 3 ديده مي شود يكي از رسالت هاي بخش صنعت براي به دست آوردن نيروهاي انساني متخصص اين است كه در دوره دانشجويي براي دانشجويان دوره هاي كاروزي تدارك ببيند. اين دوره هاي كارورزي مي توانند به صورت فعلي و بيشتر صوري و ظاهري باشند. و يا واقعاًبه دانشجويان به عنوان نيروهاي متخصص آينده نگاه كنند. در حال حاضر اكثر دانشگاه ها يا ارتباطي با بخش هاي صنعتي ندارند و عملاًدوره هاي كارورزي براي دانشجويان برگزار نمي شود (اين امر در شهرستان ها نمود بيشتري دارد) ويا آنكه هم دانشجو و هم بخش صنعتي كه برگزار كننده دوره كارورزي است هردو بيش از آنكه به فكر تخصص عملي دانشجو باشند سعي در طي دوره دارند. حال آنكه مي توان از دوره هاي كارورزي حتي به منظورهاي اقتصادي نيز دست يافت. اين شكل از كارورزي ها در رشته پزشكي و برخي رشته هاي پيراپزشكي ديده مي شود. (درباره كم و كيف آن صحبت نمي كنيم) اما در بخش صنعت بسيار نادر است در حدي كه “ النادركالمعدوم” . اما اگر طبق آنچه كه در شماي 3 آمده است واقعاً بخش آموزش عالي برطرف كننده نيازهاي بخش صنعت باشد در آن صورت بخش صنعت هم خود را موظف مي بيند و يا بهتر بگوييم منافعش را در اين مي بيند كه نه تنها دوره هاي كارورزي را به طور جدي برگزار كند بلكه در مدت دانشجويي به دانشجويان كارهاي نيمه وقت با حقوق هم ارائه دهد. و در طول اين دوران با فرصت مناسب به انتخاب نيروهاي خوب مبادرت ورزد. از اينروست كه در بروشور ها و راهنماي دانشگاه ها مي بينيم كه به منزله نشان افتخار و اعتبار ، از همكاري ها و پيوندهاي دانشگاه و موسسه آموزشي مربوط با صنايع موسسات تجاري و خدماتي مختلف بزرگ و كوچك با عكس هاي رنگي و ارقام و اعـداد ياد مي شود و ايـنكه دانشگاه مي تواند منبع درآمد باشد (فاضلي به نقل از بارنت 2000 ، 1383) .
در امريكا هم يكي از راه هاي متداول براي استخدام نيروي انساني سازمان ها استخدام از مدارس و دانشگاه هاست. بسياري از سازمان ها دريافته اند كه موسسات آموزشي، منتخبين خوبي از ميان داوطلبين كار در سطوح ورودي يا كار آموزي مديريت ارائه مي دهند. همچنين استخدام در دانشگاه ها روش متداولي است كه به طور فزاينده اي براي جذب مجموعه بزرگتري از متقاضيان به كار مي رود. (سينجر 1378)
نقش وارونه دانشگاه ها در زمان تحصيل دانشجويان
بررسي آمارها و دريافت نظريات محققين عمدتاً نشان افزايش دانشجو در سالهاي اخير دارد. اين فرايند معمولاً به عنوان يك شاخص توسعه اقتصادي و اجتماعي و فرهنگي مورد بحث قرار مي گيرد و با مباهات از آن صحبت مي شود با نگاهي به يكي از اين آمار ها مي خواهيم از ديدگاه اقتصادي و با تأكيد بر بازار كار نگاهي به اين پديده داشته باشيم.
|
شاخص |
1357 |
1367 |
1380 |
1381 |
|
تعداد دانشجويان دولتي |
175675 |
225609 |
598813 |
628204 |
|
تعداد دانشجويان غير دولتي |
ـ |
99139 |
806639 |
904869 |
|
تعداد دانش آموختگان بخش دولتي |
35559 |
2620 |
9073 |
هنوز اعلام نشده |
|
تعداد دانش آموختگان بخش غير دولتي |
ـ |
3512 |
103078 |
140177 |
جدول 1 تحولات شاخص هاي كمي رشد دانشجوي از سال 1357 تا سال 1381
منبع: سازمان مديريت و برنامه ريزي كشور 1383
در شرايطي كه از سال 1357 جمعيت كل ايران از 36 ميليون نفر به حدود 68 ميليون نفر يعني 89/1 برابر در سال 1380 رسيده است. تعداد دانشجويان تنها در بخش دولتي از 175675 به 628204 يعني 57/3 برابر افزايش داشته است. حال اگر عدد 904869 نفر دانشجوي دانشگاه هاي غير دولتي را نيز به آن بيافزايـيم متوجه افزايش تقريبي 73/8 برابر يا به تعبير ديگر رشـد بيش از 870 درصـدي مي شويم. گزارش ديگري حاكي است در ايران داوطلبان كنكور از سي سال گذشته تا كنون 38 برابر شده اند. تعداد دانشجويان نيز پس از پيروزي انقلاب اسلامي دوازده برابر شده است (ذاكر صالحي 1383). اما سوال اين است كه آيا حقيقتاً اين رشد يك شاخص مثبت براي حال حاضر اقتصاد است؟ براي اين كه به اين پرسش پاسخ دهيم بايد نگاهي به كار دانشجويي در ايران بياندازيم. پژوهشي در دانشگاه بابل نشان مي دهد كه تنها 3 در صد از دانشجويان دوره هاي كارداني و كارشناسي به مشاغل دانشجويي اشتغال دارند و اگر تعداد افراد شاغلي كه به دانشگاه ها وارد مي شوند را به اين رقم اضافه كنيم (كه اغلب در دانشگاه هاي تربيت معلم ديده مي شوند) اين رقم به 7 درصد افزايش پيدا مي كند.(علي اسماعيلي 1384) حال با توجه به اينكه با احتياط مي توانيم قضاوت كنيم اكثر قريب به اتفاق دانشجويان در رده هاي سني 19 تا 25 ساله هستند با اين آمار مي توانيم استنتاج كنيم كه چيزي بالغ بر 1300000 هزارنفر از بهترين نيروهاي انساني كه در سنين مولد خود هستند در دانشگاه ها تنها به تحصيل مشغولند. اين پديده زماني اهميت بيشتري پيدا مي كند كه در مقايسه با كشورهاي ديگر و طرح هاي كارورزي قرار بگيرد. چنانكه مطالعات تطبيقي نشان مي دهد اكثريت دانشجوياني كه در كشورهاي داراي اقتصاد دانش محور مشغول به تحصيل هستند در زمان تحصيل خود به كاري در راستاي رشته تحصيلي خود مشغولند. اين پديده در كشورهاي ژاپن (شهيدي 1372) و انگلستان (فرجاد 1369) از زمان تحصيل در دبيرستان شروع مي شود و در دانشگاه ادامه مي يابد. البته اينكه هزينه فرصت دانشجويان در مقابل اشتغال و ارزش افزوده نيروي متخصص توجيه پذير است يا خير خود نياز به تحقيق ميداني بسيار وسيعي دارد و در اين مقاله نمي گنجد و منظور از اين گفته ها تنها در زمان حاضر است و نه چشم انداز آينده. اما در حد اين نوشته كوتاه ذكر اين نكته لازم بود، زيرا در قسمت پيشنهادها و راهكار ها كه به طرح كارورزي اشاره مجدد خواهد شد، لذا اين اشاره بايد در اين قسمت توجيه مي شد.
موانع :
مهمترين مانع براي اجراي مفروضات فوق را مي توان در چند محور زير خلاصه كرد:
مشكل فرهنگي: مديران صنايع كه عمدتاً نسبت به عملكرد دانشگاه ها و مراكز آموزش عالي خوشبين نيستند و به دانشجو و كار دانشجويي به چشم وقت گذراني نگاه مي كنند از طرح هاي دانشگاهي و ارتباط با دانشگاه ها استقبال نمي كنند.
مشكلات اداري دانشگاه ها: گاه مشاهده مي شود بخش هاي ارتباط با صنايع و موسسات در دانشگاه ها به حدي دچار كاغذ بازي هاي اداري مي شوند كه خود به مانعي در سر راه ارتباط با صنايع مبدل مي گردند.
مشكل سرفصل هاي دروس: بعضي سرفصل ها به اندازه اي كهنه و قديمي شده اند كه مهارت هايي كه دانشجويان در آن درس ها به دست مي آورند به كار بخش صنعت نمي آيد.
تساهل در دروس عملي از سوي اساتيد: برخي از اساتيد متاسفانه درس هاي عملي را چندان كه بايد جدي نمي گيرند
عملكرد دانشگاه ها نسبت به دروس عملي: اين مشكل عمدتاًبه تعداد دانشجويان كلاس ها مربوط مي شود. جمعيت برخي كلاس هاي عملي دانشگاه ها از حدي كه براي اساتيد قابل كنترل و نظارت باشد فراتر است.
بي انگيزه بودن دانشجويان: مشكلاتي كه در زمان پذيرش دانشجو در برابر دانشجويان بوده و هست و اينكه در موارد بسياري دانشجويان با انگيزه هاي واقعي رشته تحصيلي خود را انتخاب نكرده اند، همچنين مشكل مدرك گرايي در ميان اين گروه خود عاملي است كه موجب تساهل در امر كارهاي عملي به حساب مي آيد.
و بالاخره نبود تفكري بر پايه اقتصاد دانش محور و مديريت كيفيت فراگير در فضاي عمومي مديريت دانشگاه ها كه خود شايد بوجود آورنده بسياري مشكلات فوق الذكر و مشكلات ديگري باشد كه در اين مجال به آنها پرداخته نشده است.
جمع بندي و نتيجه گيري
از مطالب فوق چنين بر مي آيد كه براي رسيدن به شرايط اقتصاد دانش محور ، دانشگاه هاي كشور بايستي با بخش صنعت ارتباط بيشتر برقرار سازند و در اين ميان بايستي طرح هاي كارورزي نيز پررنگ تر از سابق شوند. اين امر ميسر نخواهد شد مگر در سايه اجراي مفروضات مديريت كيفيت فراگير بويژه بررسي تقاضاي بازار و تعريف مشتريان خارجي مراكز آموزش عالي. در مقابل بخش صنعت نيز براي دستيابي به دانش و فن آوري نو موظف به برگزاري دوره هاي كارورزي و اعطاي كار دانشجويي به دانشجويان دانشگاه ها خواهد بود. كه اين امر سه نتيجه مثبت براي جامعه دارد كه شامل نظام آمورش عالي و بخش صنعت مي شود. نتيجه اول آنكه دانشجويان با علوم عملي آشنا خواهند شد و اين براي باروري دانشگاه ها و بخش صنعت مفيد است، نتيجه دوم آنكه به باروري اقتصادي و افزايش شاخص اشتغال در بخش نيمه وقت كمك خواهد كرد. و بالاخـره نتيجه سوم اينكـه صاحبان صنايـع مي توانند نيروهاي انساني خود را در يك فرايند زماني طولاني تر انتخاب نمايند.همچنين دو نتيجه جنبي نيز از اين امر حاصل مي شود كه اول كاهش بار مالي دانشجويان از دوش خانواده ها و دوم ايجاد انگيزه در دانشجويان براي بالابردن كيفيت آموزشي خود به دليل وجود چشم اندازهاي اقتصادي و بازار كار مي باشد.
پيشنهاد هاي عملي:
با عنايت به تمامي مطالب مذكور و براي بهبود وضعيت فعلي مي توان به موارد زير انديشيد و در صورتي كه بستر هاي آن فراهم باشد اين پيشنهادات را به كار بست:
اصلاح سرفصل هاي دروس دانشگاهي و به روز كردن آنها بر اساس نياز هاي امروزي بخش صنعت.
اطلاعات پردازي دانشگاه ها و اعلام توانايي هاي بالقوه آنها براي خدمت رساني به بخش هاي صنعتي.
اصلاح نگرش صاحبان صنايع از طريق فرهنگ سازي. اين امر مي تواند از راه ايجاد كارگاه هاي آموزشي (حتي رايگان) براي صاحبان صنايع عملي گردد.
تغيير در شيوه هاي تدريس دانشگاهي و به كار انداختن هرچه بيشتر توانايي بالقوه دانشجويان، از جمله خلاقيت هاي آنها كه منبعي بسيار با ارزش و متاسفانه ناشناخته است.
تأكيد هرچه بيشتر دانشگاه ها در آموزش زبان هاي خارجه بويژه انگليسي براي ارتباط دانشجويان با دانش روز.
تربيت دانشجويان و اصلاح رفتارهاي آنها به منظور موجه تر ساختن رفتارهاي اجتماعي و چهره فرهنگي ايشان در محيط هاي جدي تر كاري.
تأكيد هرچه بيشتر بر ارزشيابي هاي عملي از دانسته هاي دانشجويان در مقابل امتحانات قلم كاغذي و صرفاًَ نظري فعلي.
چاپ و توزيع نشريات اطلاعاتي از توانمندي هاي دانشجويان و دانشگاه ها و ابلاغ آنها به سازمان هاي صنعتي مربوط.
تقويت سايت هاي اينترنتي به منظور اطلاع رساني هرچه بيشتر به موسسات صنعتي.
برقراري دوره هاي آموزشي فوق العاده براي دانشجويان به منظور تواناتر ساختن آنها بويژه در زمينه هايي مثل كاربري و استفاده از رايانه.
ايجاد زمينه هايي براي تامين مشوق هاي پولي و مالي براي موسسات صنعتي كه مجري طرح هاي كارورزي هستند.
كاهش جمعيت كلاس هاي دروس علمي حتي به قيمت افزايش تعداد دانشجويان كلاس هاي نظري.
تقويت جدي امكان بهره گيري كادر هيات علمي و دانشجويان از فناوري هاي ارتباطات (سركار آراني 1381)
پي نوشت ها:
multiversity job enlargement cogntariat
knowledge base economy
total quality management (T Q M ) job satisfaction mental safety positive feedback loop unstable equilibrium organizational culture glavin chaleng tight coupling loose coupling
منابع
الف- فارسي
احمدزاده بياني، احمد ؛ دانشگاه درونزا؛ تهران عقيق 1377
بائوم ، بيرن دانشگاه ها چگونه كار مي كنند ترجمه حميدرضا آراسته تهران موسسه پژوهش و برنامه ريزي آموزش عالي 1382
جاوداني حميد ويژگي هاي جامعه اطلاعاتي و اثر آن بر نظام هاي آموزش عالي كشورها: اصلاحات راهبردي براي نظام آموز عالي كشور؛ مجموعه مقالات آموزش عالي و توسعه پايدار موسسه پژوهشي و برنامه ريزي آموزش عالي انجمن آموزش عالي ايران
دورانت ويل ، لذات فلسفه پژوهشي در سرگذشت و سرنوشت بشر ترجمه عباس زرياب تهران شركت انتشاراتي علمي و فرهنگي 1383
ذاكر صالحي ، غلامرضا ؛ دانشگاه هاي آينده ؛ بررسي تحول در آموزش عالي، مجموعه مقالات آموزش عالي و توسعه پايدار موسسه پژوهشي و برنامه ريزي آموزش عالي انجمن آموزش عالي ايران 1383
سازمان مديريت و برنامه ريزي كشور سايت اينترنتي:
http://www.mporg.ir/search/default.asp?ساليس، ادوارد؛ مديريت كيفيت فراگير در آموزش ؛ ترجمه سيد علي حديقي، تهران نشر هواي تازه (هستان) 1381
سمنانيان ، سعيد؛ جهش در آموزش عالي، مجموعه مقالات آموزش عالي و توسعه پايدار موسسه پژوهشي و برنامه ريزي آموزش عالي انجمن آموزش عالي ايران 1383
سيلز، لئونارد ، راهبري مديريت موثر در سازمان ها ترجمه محمد علي نائلي 1375 تهران موسسه پژوهش و برنامه ريزي آموزش عالي 1375
سينجر ، مارك؛ مديريت منابع انساني ترجمه فرينده آل آقا ؛ تهران مركز آموزش مديريت دولتي 1378
شهيدي، محمد نقي ؛ بررسي استراتژي صنعتي ژاپن تهران شركت سهامي بيمه ايران 1372
علي اسماعيلي عبدالله ؛ بررسي پراكندگي دانشجويان شاغل و غير شاغل در دانشگاه آزاد اسلامي واحد بابل منتشر نشده 1384
فاضلي ، نعمت الله ؛ جهاني شدن و آموزش عالي : نگاهي به روند هاي جهاني در تحولات آموزش عالي و وضعيت آموزش عالي ايران، مجموعه مقالات آموزش عالي و توسعه پايدار موسسه پژوهشي و برنامه ريزي آموزش عالي انجمن آموزش عالي ايران 1383
فرجاد، محمد علي؛ آموزش و پرورش تطبيقي ؛ تهران ، رشد 1369
قاسمي زاد ، عليرضا ؛ بررسي تحليلي ميزان آمادگي اعضاي هيات علمي (مديران و استادان) دانشگاه شيراز براي پذيرش تفكر مديريت كيفيت فراگير قاسمي زاد عليرضا مجموعه مقالات آموزش عالي و توسعه پايدار موسسه پژوهشي و برنامه ريزي آموزش عالي انجمن آموزش عالي ايران 1383
قورچيان ، نادرقلي ، دانشگاه ها به مثابه الگويي براي توسعه پايدار: پارادايمي جديد مجموعه مقالات آموزش عالي و توسعه پايدار ، موسسه پژوهشي وبرنامه ريزي آموزش علاي انجمن آموزش عالي ايران جــلد اول بهمن 1383
قورچيان ، نادرقلي و عباس خورشيدي ؛ شاخص هاي عملكردي در ارتقاي كيفي مديريت نظام آموزش عالي تهران فراشناختي انديشه 1379
ميرسپاسي، ناصر، مديريت استراتژيك منابع انساني و روابط كار با نگرشي به روند جهاني شدن ، چاپ بيست و دوم ، تهران انتشارات مير 1382
نياز آذري، كيومرث رفتار و روابط انساني در سازمان هاي آموزشي هزاره سوم؛ تهران، فراشناختي انديشه، 1381
منابع انگليسي:
1- brian salazar. thunderbird global innovation challenge results 2004 avalable at http://www.3.babson.edu/centers/glavin/about/features/thunderbirdglobalinnovation.cfm
2- lapiner . robert. Strategies for the new futures higher education : riding the waves , in: continuing higher education review. The journas of the universitu continuing education association . vol 64 fall 2000